هفت رنگ از زندگی شکلاتی یک زن

روزمرگی نیـکا

از اين خونه رفتم براي آدرس جاي جديد بهم تكست بديد

٠٩٢٠٣٥٤٧٣٢٥

[ چهارشنبه ششم آبان ۱۳۹۴ ] [ 3:31 ] [ نیـکا ]

[ ]

آقای نون برگشته

با یه پیشنهاد

پیشنهادِ ازدواج و زندگی مشترک ... .

آقای نون رو نمیخوام به هزار و یک دلیل اما نمیخوام تنهاش بزارم ... از آدمیت به دورِ!

آخه کی مردی رو که تنهاست تنها تر رها میکنه به حال خودش!


میترسم

نمیدونم چطور پیش برم که تنها نباشه و امیدوار نشه به بودنِ من توی زندگیش برای ساختنِ آینده!


هر روز گیج تر میشم از اوضاع این چرخِ گردون! نمیفهمم چرا!؟


آقای نون

[ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 3:56 ] [ نیـکا ]

[ ]


پس وند و پیش وند ها به من نمی آید

من همان نیکا ام نیکایی که زندگیَش هفت رنگ دارد و زنی ست زمینی


همین

[ پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 2:55 ] [ نیـکا ]

[ ]

های

با تو ام

با تویی که در منی و از منی

بیرون برو از منی که بی تو دگر من نیست

از منی که تنهاست

از منی که هیچ نیست جز تنی بی تو

منی که تنهاست و تنهاییش تقسیم شد با سیگارهایی که از تو جا ماند در تاریکی پستوی اتاقی که بی بوی تو  اتاق که هیچ دگر ویرانه هم نیست.

میکشم،

از در و دیوار دود سیگار تو را بیرون

تنفس میکنم باز و دوباره باز، نفس هایت که جا گذاشتیشان


چنگ میزنمت

بیرون میکِشَمَت

برو

بی من برو ... .

[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:55 ] [ نیـکا ]

[ ]


دلم یک روز آفتابی کیش رو میخواد
یک شب مهتابی و پر رمز و آرومش که تا خود طلوع بشینم کنار اسکله و سیگار بکشم و تمام وجودم رو از موسیقی پر کنم
نه
عاشق نشدم
فقط تنها و تنها و تنها تر میشم
هر روز خط های دورم رو محکم تر بغلم میکنم و بیشتر به خودم نزدیکشون میکنم مبادا کسی حریمم رو بشکنه
مبادا کسی تکه دیگه ایی از قلبم رو توی دستهاش بگیره و فرار کنه
میترسم از هر نگاه عاشقانه
میترسم از نوازش
میترسم از آغوش

میترسم از بوی مرد
مادر بغلم بگیر میخوام تنها باشم، تنهای تنهای تنها


نیکا

[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:29 ] [ نیـکا ]

[ ]

یه روزایی هم هست که امیدت نا امید شده ست
حس میکنی آره، واقعا تنهایی چون حرفت رو نمیتونی به کسی بزنی
هیچ کس نمیتونه بهت کمکی کنه
هیچ چیز از غم توی دلت جدات نمیکنه
هیچ کس نمیتونه آرومت کنه
هیچ کاری از فکر کردن به نا امیدی های زندگی جدات نمیکنه
اون روزِ که وقتی پشت فرمون نشستی آرزو میکنی تا یه لحظه خوابم بره
چون حتی جرات کشتن خودت رو هم نداری
به هیچ چیز توی دنیا وابسنه نیستی جز آدمهایی که اندازه انگشتهای یک دستند و آرزو داری که بیان و نجاتت بدن اما اونا هم نمیدونن چه مرگتِ

آره یه روزایی خیلی خسته ایی، خسته تر از اون که بخوای زندگی کنی

[ جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:30 ] [ نیـکا ]

[ ]


بازوهایت مرد، فروشی شده
حراج گذاشته اند آغوشت را
"بیا بدو بیا دو تا دوتا بیاین
یکی بخر دو تا ببر
حراجِ حــــــــــــــــــرااااااااااااااااااااااج"

در ازای چه چیز ارزشمندی میفروشی هر شب؟
به هر زن!
برای تو مهم نیست منم؟ من، منِ تو! یا دیگری!
در عمق چشمانِ تو ... هر چند چشمانت دیگر عمق هم ندارد ....
تنها لذت است
آن هم چند ثانیه!

تو
مردِ من! مرد زنان سرزمینم ...
فراموش کرده ایی زمانی لمس پوست من، پوست زن، برای تو لذت بود!
فراموش کرده ایی نگاه ات که با نگاهم تلاقی میکرد عاشق میشدیم!
فراموش کرده ایی برای من، تو راز بودی، رمز بودی ...
و من برای تو نیاز بودم و عشق بودم ... .

من برای تو، من بودم! منِ من بودم! خودِ خودم بودم!
من زن بودم با همه راز و ناز و نیازش!

من زن بودم ... .

[ دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 20:13 ] [ نیـکا ]

[ ]


کاش همیشه همونجا توی آغوشت حبس میشدم.
مومیایی میشدم اصلا تاکسیدرمی ام میکردی.
کاش میشد از آغوشت، میدونم میدونم میدونم ....
اَه اینقدر تکرار نکن، میدونم جز من کسی راه به خلوتت ندارد ...
اما خوب من زنم، حسودم، تنهایم، بی آغوشت مانده ام!
تنهای تنهای تنها

[ دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 20:12 ] [ نیـکا ]

[ ]

گاهی هم هست که دلتنگ مستی میشوم، دلتنگ سر سبکی هام!
دلتنگ شب هایی که یادم نمیاد چطور صبح شدند

یادت هست کجا بودیم؟


دارم خطوط صورتت رو فراموش میکنم
بگذار باز لمس کنم صورتی رو که دستهای من فقط نوازشگرش بود

نیک تنهای تو، تنهای تنها مالِ تو

[ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 21:58 ] [ نیـکا ]

[ ]

سینما یعنی بیخوابی

تدوین یعنی 27 ساعت بیداری و باز هم داشتن انرژی

اتاق مونتاژ یعنی دود، بوی سیگار، عطر قهوه و چای هایی که یادمون میره بخوریم

تاوان داره بودن اسمت توی تیتراژ توی این شرایط روی آنتن!

با این همه تدوین یعنی عشق ... .


برچسب‌ها: عشق یعنی

[ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 3:37 ] [ نیـکا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه